دختران در انتظار شوهر!همه ما دور و برمان سراغ داریم دخترهایی را که از ازدواج بازمانده اند ،به سن قطعی تجرد رسیده و تقریبا دیگر امیدی به ازدواج ندارند. این دختران عموما متولدین سالهای ۶۰ تا ۶۵ هستند. عوام دلیل این پدیده را زیادتر بودن دخترها و یا عدم تمایل پسران به ازدواج تلقی می کنند اما دو دلیل اصلی سبب این پدیده شده اند. اول جهش رشد جمعیت در سالهای مذکور و عدم وجود فرهنگ همسن گزینی در میان مردان ایرانی است. با یک حساب سر انگشتی متوجه می شویم که عموما مردان متول بین سالهای ۵۵ تا ۶۰ دختران متولد ۶۰تا ۶۵ را برای ازدواج انتخاب می کنند و تعداد پسران مذکور از دختران خیلی کمتر است. طبیعتا تعدادی از دختران این سالها ازازدواج بازمانده و به سن قطعی تجرد رسیده اند.

این پدیده مشکلات زیادی را برای جامعه به وجود آورده و در آینده هم باید شاهد مشکلات بیشتری در این زمینه باشیم. طبیعتا تعدادی از این گروه دچار فساد اخلاقی می شوند و در بسیاری موارد مورد سو استفاده مردان قرار می گیرند و این امر متاسفانه در سالهای اخیر بسیار بارز بوده و به وضوح مشاهده شده که تعداد زیادی از دختران با وعده ازدواج مورد سو استفاده قرا گرفته اند. البته این موضوع باعث بروز مسایل دیگری نیز شده است. یکی از این موارد افزایش فوق العاده دختران تحصیلکرده بوده است که به دلیل نداشتن مشغله زندگی انرژی خود را مصروف تحصیل کرده اند. جنبه فرهنگی این موضوع نیز گسترش فرهنگ مرد ستیزی بوده است که از سوی این طیف در جامعه ترویج شده است. این عده به علت بازماندن از ازدواج با انکار نیاز خود به ازدواج دائما به تقبیح ازدواج و بدگویی از مردان می پردازند و فرهنگ فمنیسیتی حاکم بر جامعه را تشدید کرده اند.

اما در سالهای آینده مشکلات این گروه به مراتب بیشتر هم می شود. با بالا رفتن سن این افراد به ناچار به جدا شدن از خانواده ها و تشکیل زندگی مستقل مجردی می شوند. اکثرا با فوت پدر و مادرشان به زندگی مجردی روی می آورند که البته همین الان نیز شاهد شروع این الگوی زندگی در شهرهای بزرگ هستیم. به تدریج این موضوع سبب تولد الگوی جدیدی از زندگی برای زنان می شود که تبعات فرهنگی بسیار نامناسبی را می شود برای آن پیش بینی کرد. این گروه که سرپرست خانوار ندارند برای درآوردن هزینه های زندگی مجبور به تن دادن به کارهایی می شوند که تاکنون برای زن ها متعارف نبوده است و به تدریج آثار فرهنگی و اجتماعی زیادی را به جامعه تحمیل می کنند.

اما راهکار جلوگیری از این مشکل چیست؟  به نظر می آید با ترویج همسن گزینی در میان مردان برای ازدواج تعدادی از این دختران به سامان می رسند اما برای تعداد باقی مانده چه می توان کرد؟ بسیاری از کارشناسان تنها راه حل این معضل را ترویج تعدد زوجات و ازدواج موقت می دانند و به همین سبب اکنون شاهد اظهار نظرهای فراوانی پیرامون ترویج ایندو موضوع هستیم که البته به علت وجود فضای فمنیستی در جامعه به شدت با آن برخورد می شود. این عده معتقدند اگر راه قانونی و شرعی برای ارضای نیازهای جنسی و عاطفی این عده فراهم نشود ناخودآگاه شاهد بروز فساد و از هم پاشیده شدن خانواده ها و افزایش خیانت و ارتباطات نامشروع خواهیم بود. اما به راستی آیا راهکار دیگری برای حل این معضل وجود دارد؟