سندروم اعتیاد به تورم
تلویزیون در چله زمستان تبلیغ می کند که همین امروز کولر گازی بخرید و القا می کند که سال آینده باید همین کالا رو خیلی گرانتر بخرید. درب هر مغازه ای که خرید می کنی میگه آقا بخر وگرنه دو ماه دیگه باید همین رو دوبرابر پول بدی. مردم همیشه دنبال سرمایهگذاری در سکه و دلار و ملک هستند.
دلالان پانزی هم همیشه از انتظار تورمی مردم حداکثر استفاده را می کنند که آخرین نمونه آن کوروش کمپانی بود. وقتی خودرو و سکه و ... پیش فروش می شود همه هجوم می برند و کار به قرعه کشی و زد و بند می رسد. بی تعارف ما دچار سندروم اعتیاد به تورم شده ایم .
دهه هاست تورم به بخش جدایی ناپذیر اقتصاد ما تبدیل شده و مردم با آن خو گرفته اند و همه برنامه های زندگیشان را هم با آن تنظیم می کنند. بخش زیادی از جامعه درآمد زندگیشان را با سوار شدن بر همین موج های تورمی به دست می آورند. بنگاههای املاک از سوپر مارکت ها بیشترند و دلالی به یک شغل کم دردسر و پردرآمد تبدیل شده است.
وقتی در سالهای 95-96 تورم به زیر ده درصد رسید با هر کسی صحبت می کردی از رکود حاکم بر بازار گلایهمند بود چرا که نبود تورم باعث شده بود درآمد این افراد کاهش پیدا کند. یکی از این دوستان به من می گفت تورم خیلی بهتر از این رکود است!
این اعتیاد و خو گرفتن به تورم باعث شده حتی اگر عوامل اقتصادی هم اصلاح شده و حجم نقدینگی و کسری بودجه دولت هم تنظیم شود باز هم بخشی از تورم با توجه به انتظار تورمی جامعه کماکان از بین نرود. نبود نظام اعطای یارانه های هوشمند و هدررفت منابع خصوصا در بخش انرژی و رها سازی پله ای قیمت های دولتی پس از جمع شدن فنر آن هم از دیگر عواملی است که بازارها رو دچار تنش های مقطعی می کند.
به نظر میرسد ترک این اعتیاد بسیار دشوار است و مسئولین هم از این کنار آمدن مردم با این موضوع خوشحالند و فقط طبقات ضعیف هستند که هر روز از این تورم ها آسیب بیشتری می بینند و تا این انتظار در جامعه از بین نرود نمی توان توقع بهبود داشت چرا که مسئولین اقتصادی هم دلیلی برای تلاش برای حل مشکل نمی بینند.
مشکلات اجتماعی و فرهنگی چنان به معضلات بزرگی بدل شده اند که دیگر کمتر کسی حتی جرات ورود به آن را پیدا می کند. کلاف سردرگم مسایل و مشکلات فرهنگی خصوصا در مورد جوانان بعد از مدتها به نوشتنم واداشت.