زناناز چند دیدگاه میشه وضعیت حقوق زنان در ایران را ارزیابی کرد. من به این دسته بندی رسیدم: عرفی و سنتی، حقوقی، شرعی و اقتصادی. به تفکیک در موردش میشه صحبت کرد هر چند این دسته بندی ها نقاط اشتراک زیاد دارن و قابل تفکیک مطلق نیستند.

عرفی و سنتی: حقوق زنان از نظر عرفی و سنتی در طبقات مختلف اجتماعی تفاوت زیادی دارند. در طبقات بالا و تحصیل کرده شهری زنان از حقوق نسبتا مساوی با مردان برخوردان و در مواردی حتی دارای برتری نسبی هم نسبت به مردان هستند. اما در طبقات پایین جامعه که عمده مشکلات زنان در این بخش قابل مشاهده است به زنان ظلم زیادی میشه که موانع عرفی باعث میشه به حقوق قانونی خودشون هم دسترسی نداشته باشند. قتل های ناموسی و دعواهای پرهزینه بر سر غیرت ورزی در این طبقات باعث بروز مشکلات زیادی برای زنان می شود.

حقوقی: به نظر می رسد قانون حاکم بر کشورمان از حقوق زنان به اندازه کافی دفاع می کند غیر از گلایه همیشگی زنان در مورد حق طلاق، حضانت و حق خروج از کشور. این حقوق به مردان در ازای مهریه و نفقه داده شده و طبیعتا مردان در قبال مسئولیت اقتصادی خانوار و پرداخت مهریه خواهان ریاست بر خانواده هستند. االبته این دیدگاه در میان طبقات مختلف اجتماعی هم با رویکرد متفاوتی مواجه میشه. در طبقات بالا بخشش مهریه در ازای دریافت حق طلاق و گاهی حضانت بسیار معمول شده است. اما در طبقات پایین مردان از ریاست خود بر خانوار به هیچ وجه صرف نظر نمی کنند و مفاهیمی مثل غیرت و ریاست مرد برای آنان غیر قابل گذشت باشد. اما زنان طبق قانون از حق مهریه و نفقه برخورداند هر چند در موارد زیاد سنت های خانوادگی و عرف های غلط مانع رسیدن آنان به حقوقشان می شود.

شرعی: شاید کمترین مشکل زنان در میان متشرعین باشد. کسانی که بر اساس اعتقادات مذهبی شان در زندگی رفتار می کنند به قواعد دینی پایبند بوده و اکثر زنان در مقابل ریاست مردان بر خانوار مقاومت چندانی نمی کنند. با توجه به اینکه قوانین ما هم مبنای شرعی دارد این قشر از زنان کمترین مشکل را دارا هستند چرا که نظام حقوقی مبتنی بر شرع را عادلانه می دانند و به آن تن می دهند.

اقتصادی: مرکز آمار ایران آمار اشتغال زنان فعال را حدود 16 درصد اعلام کرده است. یعنی تقریبا معیشت 84 درصد زنان معیشت متکی بر درآمد همسر و پدر یا سایر سرپرستان خانوار است. البته جمعیت سالخورده و یا غیر فعال قبل از سن کار هم جزو همین درصد هستند. مشاهدات ما از زنان اطرافمان کاملا با این آمار در تضاد است اما این آمار را با توجه به جمعیت بسیار پایین فعال در شهرهای کوچک و روستاها که کار کردن زن امری نامتعارف به شمار می رود باید در نظر گرفت.

حامیان حقوق زنان این آمار را ناشی از شرایط نامناسب اشتغال زنان در جامعه می دانند که در مورد بخشی از این جمعیت صدق می کند. اما توجه کنید غیر از حدود 10 درصد این جمعیت بقیه اصلا جویا و متقاضی اشتغال نیستند. تربیت فرزندان و گرایش به همسر خانه دار یا موانع عرفی اشتغال زنان را البته باید در نظر گرفت. باید توجه کرد بخش زیادی از ظلمی که به زنان روا داشته می شود ناشی از همین وابستگی اقتصادی است.

جمع بندی: بخش زیادی از تحلیل من به علت نبود آمار دقیق و قابل استناد بر اساس شهود و استقراست. بنابراین قطعا نتیجه گیری من علمی نخواهد بود اما به نظر می رسد زنان ایرانی در طبقات بالا و تحصیلکرده ضمن عدم پذیرش بسیاری از قوانین و عرف های حاکم دارای حقوق نسبتا برابری با مردان در جامعه هستند. (بحث حجاب اجباری که گلایه بسیاری از زنان است را در این بحث در نظر نگرفتیم ) برخورد با تعرض و تجاوز به زنان هم از طرف قانون به شدت حمایت می شود و موانع عرفی کمتری هم برای پیگیری آن در این طبقات وجود دارد.

اما مشکل اصلی زنان در طبقات پایین و کم برخوردار جامعه است که علاوه بر سنتهای تبعیض آمیز از حمایت قانونی کمتری هم به دلیل موانع عرفی و سنتی برخوردار هستند. نتیجه اینکه مشکل حقوق زنان بسیار وابسته به طبقه و سطح اقتصادی خانوار قابل بررسی است. مردان طبقات بالا به شدت از اینکه همه عرف ها و قوانین به نفع زنان تعریف شده گلایه دارند اما همین عرف ها و قوانین در طبقات پایین از کارآیی برای حمایت از زنان برخوردار نیستند. اما حامیان حقوق زنان و فمنیستها هر گاه درباره وضعیت حقوق زنان صحبت می کنند مثالهایی از طبقات کم برخوردار جامعه مطرح می کنند و به دست بالاتر زنان طبقات بالا هیچ گاه اشاره نمی کنند.