ماشین خارجی و خود تحقیری

قطعا فقط ما ایرانی‌ها نیستیم که به اتومبیل های لوکس و پیشرفته علاقه مندیم ولی بدون هیچ تحقیقی و بر اساس مشاهداتم فکر می کنم خودروایرانی ها خیلی علاقه شان به اتومبیل بیشتر از سایر ملل هست که ریشه های متعددی داره.

خیلی بدیهی است که سالها واردات محدود یا ممنوع خودروی خارجی در کنار بی ارزش شدن پولمان که قدرت خرید اتومبیل های خارجی را بسیار پایین آورده باعث شده ایرانی ها حرص و ولع بیشتری به اتومبیل های لوکس داشته باشند.

این محرومیت در کنار عملکرد ضعیف خودروسازان داخلی موجی از خودتحقیری را هم خصوصا در شبکه های اجتماعی رایج کرده که جوری القا می کند که انگار اتومبیل ایرانی در قیاس با مشابه خارجی هیچی نیست و البته برخی استدلال های آنها هم درست است اما به عنوان کسی که همه جور خودروی داخلی و خارجی را تجربه کرده ام معتقدم در این موضوع اغراق بیش از حدی هم وجود دارد که از ناآشنایی مخاطب سو استفاده کرده و احساس تحقیر از این محرومیت را به طرزی غیرواقعی به آنها القا می کند.

خودرو در همه جای دنیا یکی از نمادهای منزلت اجتماعی است اما در کشورهای اروپایی با دوچرخه و اسکوتر سرکار رفتن خیلی عادی است و به دلیل هزینه بالای استفاده از خودروی شخصی کمتر کسی برای پز دادن از اتومبیل استفاده می کند.

در امریکا اما ماجرا متفاوت است و به نظر می رسد فرهنگ استفاده از اتومبیل مشابهت هایی با ایران دارد که بخشی از آن به دلیل ساختار شهری و مسافت های طولانی است که شهروندان مجبورند با اتومبیل طی کنند و جایگرینی هم ندارد.

علاقه به خودروی شاسی بلند یکی از نکات بامزه دیگری است که ما داریم واگر به یک اروپایی بگوییم ما با ماشین آفرود مسیر 5 کیلومتری محل کار تا منزل را طی می کنیم قطعا به شما می خندد. اعراب حاشیه خلیج فارس هم در این علاقه با ما مشترک هستند.

از این موضوع می شود نتیجه گرفت اتومبیل بیشتر از اینکه یک وسیله مصرفی باشد برای تبرج و تجمل استفاده می شود. بماند آنکه به خاطر تورم سنگین سالهاست به عنوان وسیله ای برای سرمایه گذاری و گاها کسب سود هم استفاده می شود که این موضوع منحصر به ایران است وگرنه ماشین دسته دوم در کشورهای دیگر اینقدر افت قیمت بالایی دارد و شرایط خرید خودرو صفر آنقدر آسان است که این کار به طنز می ماند که کسی برای سرمایه گذاری خودرو بخرد.

همین موضوع ارزانی خودروهای دسته دوم دستاویز دیگری برای بلاگرها بوده تا محرومیت ایرانی ها را بیشتر به رخشان بکشند. در حالی که هیچ وقت نمی گویند اکثر خودروهای صفر در این کشورها به نسبت قدرت خرید ما بسیار گران قیمت هستند. معتقدم بخشی از محرومیت و احساس خودتحقیری ناشی از آن کاملا عامدانه از سوی غربی ها برنامه ریزی شده و مدیریت ضعیف داخلی هم به آن دامن زده است.

خودروسازهای داخلی کارنامه قابل دفاعی ندارند اما اگر همین کارخانه های ناکارآمد نبودند حالا باید احتمالا به خاطر تحریم ها مثل کوبایی ها ماشین های 40-50 ساله را بازسازی و استفاده کنیم.

ظهور نسل بی آرمان

با نسل جدید که صحبت می کنم انگار در دنیای دیگری زندگی می کنن. یکیشون می گفت نسل ما مگه با دوران جوانی شما چه فرقی داره؟نسل زد خیلی فکر کردم و با چند تاشون صحبت کردم و به این نتیجه رسیدم بزرگترین تفاوت نسل ما با نسل جدید داشتن و نداشتن آرمان هست.

وقتی من 20 ساله بودم تمام فکر و ذکرم درگیر آرمان های ایدئولوژیک و غیر اون بود. برقراری عدالت در جامعه، رشد اقتصاد، از بین رفتن دشمنان کشورم، پیشرفت علم در ایران، آزادی احزاب و سیاست ورزی در ایران، از بین رفتن فساد اقتصادی، به زیر کشیده شدن طبقه اشراف سیاسی، حل مشکل مظلومان دنیا و از این قبیل تمام فکر و دغدغه ما بود.

با نسل جدید اما صحبت که می کنی هیچ کدام از دغدغه ها یا مشابهش رو نداره و وقتی میگم دغدغه ات چیه میگه: می خوام آزاد باشم، پولدار شم، هر جور دوست دارم بپوشم، هر جا خواستم برم، هر چی خواستم بخورم با کی و هر جور خواستم ارتباط داشته باشم و از این دست مطالبات. تقریبا همه خواسته های این نسل در لذت های آنی خلاصه می شود.

متاسفانه نسلی که ما پرورش دادیم هیچ افق و چشم اندازی برای کشورش متصور نیست. وضعیت آینده کشور را روز به روز بدتر پیش بینی می کند و معتقد است هیچی قابل اصلاح شدن و درست شدن نیست. خصوصا بعد از جنبش سال 1401 به شدت از توان تغییر اوضاع ناامید شده و با سرخوردگی خوشبختی خود را در بیرون از مرزهای کشور جستجو می کند.

شاید برای خیلی سوال پیش آمده که چرا گرایش به رشته های پزشکی به مراتب بیشتر از دهه های قبل شده. این نسل با چسزهایی که از ما دریافت کرده معتقد است هیچ شغلی مثل پزشکی پول ساز نیست و تصویر زندگی لاکچری پزشکان ایدئال آتی اوست.

سلبریتی ها و بلاگرهایی که بی زحمت به پول و رفاه نسبی رسیده اند تصویر ایدئال اوست. تصویرهای اینستاگرامی و گزینش شده از زندگی افراد ثروتمند نهایت آروزی او در زندگی است. تصویر لذت های مادی و تصاویری از آزادی روابط و خرج کردن بدون دغدغه و دستیابی به آخرین مدل ماشین و ساعت و موبایل و ... نهایت افقی است که برای زندگی خوشبخت خودشان ترسیم می کنند.

اما چرا این نسل دست پرورده ما تا این حد سطحی و مادی شده اند سوالی است که باید جامعه شناسان به آن پاسخ دهند. اما اجمالا می شود حدس زد پدر و مادرهایی که در خانه همه دغدغه شان گذران زندگی بوده و ارزش های این نسل را در رفاه مادی و ثروت خلاصه کرده اند بزرگترین عامل ظهور این نسل تحیر برانگیز هستند.

و دیگر سوال مهم اینکه این نسل آیا با بالارفتن سن شان همچنان با همین ارزش ها و همین افق دید زندگی را ادامه خواهند داد و فرزندان این نسل چگونه نسلی خواهند شد مهمترین سوالی است که ذهن مان را مشغول می کن و جوابی برایش نداریم.