مصرف گرایی و اضطراب داشتن بهترین ها

نوار کاستهم نسلی های من یادشان هست که زمانی نوار کاست بود و وقتی کاست جدید می خریدیم بدون قدرت انتخاب تراک خاصی از آن صدها بار آن را گوش می کردیم تا پاره شود و یا کاست جدیدی به دستمان برسد. می دانستیم قدرت انتخابی نداریم و با آرامش هر آنچه بود گوش می کردیم. اما اکنون با یک فلش شامل هزاران آهنگ متنوع دائم به این تراک و آن آهنگ می پریم و دائم استرس داریم که کاش آهنگ قشنگ تر را گوش کنیم.

این مثال گویای وضع ما در جامعه مصرف گرا و مدرن در هم ابعاد است. با پیشرفت تکنولوژی و مصرف گرایی روزافزون قدرت انتخاب ما در انتخاب وسایل زندگی، اتومبیل، تلفن همراه، لباس و ... افزایش چشمگیری یافته و علاوه بر اینکه حرص داشتن بهترین چیزها جیبمان را خالی می کند ما را دچار اضطراب داشتن بهترین ها می کند.

دائما باید مراقب باشیم لباسمان از مد افتاده نباشد، موبایلمان بی کلاس نباشد، اتومبیلمان نشانگر منزلتی بالاتر از منزلت اجتماعی مان باشد و هر روز در تقلای به دست آوردن بهترین و آخرین مدل ها جان می کنیم. اضطراب ناشی از افزایش قدرت انتخاب امروز مسابقه ای را بین همه مردم به وجود آورده که باعث شده همه مان شب و روز بدویم تا قله دیگری از مصرف کالاهای لوکس را زودتر از دیگران فتح کنیم.

امروز از داشتن تلویزیون های قدیمی و موبایل غیر هوشمند و لباس از مد افتاده خجالت می کشیم و هر چه در می آوریم صرف داشتن بهترین هایی می کنیم که هر روز بهترش می آید و ورود مدل بالاتر و جدیدتر استرس جدیدی به ما وارد می کند که تا به آن دست نیابیم آرام نمی گیریم.

صد تاسف آنکه این خصلت مردمان کشورهای ضعیف و در حال توسعه است و کشورهای پیشرفته تر کمتر شاهد شیوع چنین سبک زندگی هستند.

ضرورت احیای حیات شبانه تهران

شب های تهراناکثر شهرهای بزرگ دنیا و خصوصا آنهایی که توریست پذیر هستند حیات شبانه بسیار فعالی دارند. شب های پرانرژی و نشاط بسیاری از این شهرها باعث می شود خیلی از توریست ها ترجیح بدهند شب زنده داری کنند و در فعالیت های شبانه حضور داشته باشند و روزها بخوابند. کسانی که شغلشان اقتضای شب بیداری دارد هم شب نشینی می کنند و شب های تعطیل خیلی از مردم شب ها را به محلی برای کسب انرژی برای بقیه هفته می بینند.

گذشته از محدودیت های دینی که بسیاری از تفریحات شبانه را برای ما ممنوع کرده است و التبه این تفریحات زیرزمینی که مختص اقشار خاصی شده اند، بسیاری تفریحات شبانه هستند که با سلایق دینی هم تضادی ندارند و متاسفانه ما مردممان را از همان ها هم محروم می کنیم. اداره اماکن نیروی انتظامی اجازه نمی دهد حتی مغازه ها از 12 شب به بعد به فعالیت ادامه دهند و جرایم سنگینی برای آنها تعیین می کند. شما برای تهیه موارد ضروری هم در شب ها به مشکل بر می خورید و بهانه نیروی انتظامی هم حفظ امنیت است. این در حالی است که در صورت احیای حیات شبانه شهر امنیت هم خود به خود تامین خواهد شد.

تهران استعداد آن را دارد که شب های پر از نشاط و انرژی داشته باشد و لااقل در شبهای تعطیل فضایی برای شهروندان باشد تا اوقاتی خوش را با خانواده هایشان در فضای شهر سپری کنند. نمی دانم مخالفت با احیای حیات شبانه شهر به چه دلیل است. حتی شما در جایی مثل جزیره کیش در فصل تابستان که روزهای غیر قابل تحملی دارد امکان فعالیت شبانه را ندارید و از نیمه شب به بعد تنها ساحل پذیرای شماست. این در حالی است که در اقلیم مشابه کشورهای حاشیه خلیج فارس عمده فعالیت ها شبانه است و البته جذابیت اصلی این کشورها در همین شب نشینی هاست. 

زندگی عمدتا کارمندی شاید دلیل این سبک زندگی تهرانی ها شده است. البته کارمندها هم شب های تعطیل می توانند از شب نشینی لذت ببرند.  شب های دوست داشتنی تهران را به فضای مرده ای تبدیل کرده ایم که به امر حکومت همه بایستی بخوابند. این رفتار قیم مآبانه موجب شکل گیری فضاهای پنهانی و زیرزمینی شده است که آسیب های فراوانی هم به دنبال دارد.احیای حیات شبانه در تهران علاوه بر ایجاد نشاط و انرژی موجب جذب گردشگران هم خواهد شد.