زلزله کرمانشاهزلزله علاوه بر ایجاد شکاف در زمین و ساختمان ها برخی شکاف ها و گسل های اجتماعی را بیش از پیش عیان کرد.  ضمن احترام به همدلی بی سابقه و فضای عاطفی بسیار ارزشمند در سطح مردم کشورمان چند نمونه از این شکاف ها را اینگونه می دانم:

شکاف میان حکومت و مردم: اینکه هر فوتبالیست و هنرمند و آدم شناخته شده ای شماره کارت اعلام می کند و مبالغ هنگفتی جمع آوری می کند و جاده سرپل ذهاب را ترافیک شدید کامیون های حامل کمک قفل می کند اگر چه نشان از بسیج عمومی مردم برای کمک به همنوع است اما نشان دهنده عدم اعتماد مردم به حکومت است. وگرنه دستگاه های امدادی می توانستند با جمع آوری کمک ها و با سازماندهی و مدیریت مناسب (که متاسفانه وجود ندارد) کمک های را کاملا منظم و سازماندهی شده به همه آسیب دیدگان برساند.

لازم نیست به حجم عظیم بی نظمی در کمک رسانی که توسط مردم و به سلیقه اشخاص اشاره کنم که خنده دارترین آن کمپین ارسال نوار بهداشتی بود که باعث شد کوهی از نوار بهداشتی در مناظق زلزله زده تلنبار شود. معتقدم اگر اعتماد به دستگاه های امدادی مثل هلال احمر که زیاد حکومتی هم نیست وجود داشت واقعا می شد با مدیریت متمرکز کمک ها را بهتر مدیریت کرد.

شکاف بین جناح های سیاسی حاکم: اینکه در زمانی که همه باید به فکر امدادرسانی باشند دعواها و تسویه حساب های سیاسی پررنگ می شود ناشی از موقعیت شناسی بد ماست. بررسی مشکلات مسکن مهر می توانست در مجالی دیگر و به صورت کارشناسی انجام شود. سو استفاده از هیجان مردم برای تسویه خرده حساب های سیاسی کار بسیار نامناسبی بود. از سوی دیگر انتقادهای بی رحمانه علیه دولت و دستگاه های امدادی باعث می شود تمرکز ایشان در کار اصلیشان صرف پاسخگویی به تهمت ها و حمله ها شود. ای کاش اینقدر فهم داشتیم تا بدانیم در اینگونه مواقع بایستی همه شانه به شانه هم فقط به فکر امداد رسانی باشیم که گاهی 5 دقیقه تلف شدن وقت مساوی با از دست رفتن جان انسان های زیادی است.

شکاف بین مردم و رسانه های رسمی: در شبکه های اجتماعی پر بود از اخبار جعلی و دروغ. بدون هیچ مدرک و مستندی می شنویم که تلفات 3000 نفر بوده و به دروغ اعلان شده. آخر چگونه می توان 3000 نفر کشته را 500 نفر منعکس کرد و چگونه باید سازماندهی کرد که بتوان این میزان به مردم دروغ گفت و در ثانی به چه انگیزه ای باید به مردم این دروغ را گفت؟ مردم به رسانه های رسمی هیچ اعتمادی ندارند. البته بخش مهم آن هم به عملکرد بد همین رسانه ها بر می گردد.

شکاف های طبفاتی و قومیتی: اینکه برخی مردم(که معلوم نیست زلزله بوده اند یا خیر) به کامیون های حامل کمک حمله می کنند یکی از تصاویر تامل برانگیز این روزها بود. مردمی که احتمالا فکر می کنند باید حق خود را به زور بگیرند و این محق دانستن ناشی از شکاف های طبقاتی و قومیتی است که رخ عیان می کند. استان های مرزنشین با سیاستهای سانترالیسم حاکم همیشه مورد بی مهری قرار گرفته اند و در توزیع منابع از مرکز همیشه کمترین سهم را به خود اختصاص می دهند. 

شکاف بین مردم و سپاه: ظریفی در رسانه ای می گفت ارتش امریکا به دوردست ترین نقاط دنیا دست اندازی می کند و بی گناهان زیادی را می کشد تنها به انگیزه های نواستعماری و مردم امریکا به ارتششان به عنوان قهرمانان ملی نگاه می کنند ولی سپاه ما که به برخی کشورهای همسایه کمک نظامی می کند دائم مورد عتاب ما قرار می گیرد. در هنگام سخنرانی رییس جمهور وقتی اسم ارتش و سپاه می آید مردم فریاد می زنند فقط ارتش! یا در رسانه های اجتماعی کلیپ هایی دست به دست می شود که سپاه به زور کمک های مردمی را گرفته و به نام خودش توزیع می کند! قطعا برخی عملکردهای سپاه باعث این بی اعتمادی شده است اما موقع امدادرسانی این برخوردها و تنش ها نشان از اوج شکافی است که بین مردم و سپاه ایجاد شده است که معتقدم همه آن به عملکرد سپاه برنمی گردد و بخشی از آن فضاسازی های رسانه ای است.