مهریهمهریه کارکرد اصلی خود را از دست داده است. با توجه به شرایط جدید که بر زندگی های مشترک حاکم شده است این ابزار که قرار بوده به نفع عزت و برای تامین حقوق زن استفاده شود به ضد خود تبدیل شده است. غیر از اینکه ابزاری شده است بر ضد عشق و عواطف لازم در یک زندگی دیگر کارکرد تامین امنیت زنان مطلقه را هم از دست داده است.

پس از اینکه زندان ها پر شد از بدهکاران مهریه، حالا وصول مهریه هم برای زنان دشوارتر شده است و حکومت مجبور شده برای کاهش آسیب های ناشی از اجرای مهریه کمی به نفع مردان قوانین را تغییر دهد تا کمتر شاهد زندانی شدن مردهای بدهکار مهریه باشیم. از سوی دیگر مابه ازای مهریه که مدیریت و ریاست مرد بر زندگی بوده هم دیگر محقق نمی شود و کمتر مردی می تواند و می خواهد که زنش فرمانبردار تامش باشد. در اکثر مناقشات مربوط به مهریه دو خانواده درگیر این ماجرا می شوند و هزینه های عاطفی و انسانی زیادی صرف این موضوع می شود. اضافه کنید هزینه های زیادی که حکومت صرف راه اندازی دادگاه خانواده می کند و هزینه های وکالت و نیروهای انتظامی درگیر و نهایتا زندان ها.

به این دلایل فکر می کنم قوانین مربوط به مهریه بایستی تغییر کند. شاید عده ای بگویند مهریه چتر حمایتی است برای زنی که بعد از طلاق هیچ منبع تامین اجتماعی ندارد(که نیست). برای حل این موضوع هم پیشنهاد بیمه تامین طلاق را پیشنهاد می کنم. بدین معنا که صندوقی تشکیل شود و از همه افرادی که خواهان طلاق هستند مبلغی دریافت نماید و حتی برای همه ازدواج ها هم می تواند مالیاتی تعیین شود و دولت هم با سپردن مبلغی به این صندوق آن را تقویت نماید و هر زنی که طلاق گرفت تا مدت معینی و تا قبل از ازدواج مجددش از این صندوق مستمری دریافت نماید.

در این صورت می توان از سایه شوم مهریه بر روابط عاطفی زندگی مشترک جلوگیری کرد و  همه هزینه های دادرسی و وکالت و مناقشات خانوادگی که بر سر مهریه وجود دارد را از بین برد.