انقلاب اسلامیدر  مورد ابعاد مختلف سیاسی و اقتصادی انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران زیاد صحبت شده است اما در خصوص ابعاد جامعه شناختی آن کمتر سخن به میان آمده است. خیزش طبقه کارگر در سال ۱۳۵۶ و سپس پیوستن طبقه متوسط شهری به خیل انقلابیون به رهبری روحانیون مذهبی ساده ترین جمله ای است که می توان در وصف انقلاب گفت. اما به نظر می رسد با پژوهشی علمی می توان علل نارضایتی ایرانیان از حکومت را که سبب شورش آنان شد ریشه یابی کرد.

در جامعه شناسی انقلاب ها یکی از نظریاتی که می توان با شرایط اجتماعی بروز انقلاب ایران تطبیق داد، نظریه "توقعات فزاینده" الکسی دوتوکویل است. این نظریه می گوید: در شرایطی که سطح رفاه و استانداردهای زندگی مردم جامعه با شیب بسیار صعود کند و ناگهان از سرعت آن کاسته شود جامعه مستعد بروز یک انقلاب می شود. این یک حقیقت است که مردم ایران در اواخر دهه ۴۰ و  ابتدای دهه ۵۰ با افزایش سریع رشد ناخالص ملی وضعیت رو بهبودی پیدا کردند. این بهبود وضعیت زندگی خصوصا در میان طبقه متوسط شهری و مهاجرین از روستا به شهر با رشد بی نظیری تا سالهای ۵۴ و ۵۵ ادامه یافت ولی از سال ۵۵ با رکود اقتصادی از شیب آن به سرعت کاسته شد.

یرواند آبراهامیان در کتاب تاریخ ایران بین دو انقلاب  نیز یکی از عوامل مهم انقلاب اسلامی را رکود توام با تورم اقتصادی سال ۵۶ نام می برد و آن را سبب خیزش طبقه کارگر می داند. این حقیقت مساله ای است که کمتر به آن توجه شده است. اکثر کسانی که انقلاب اسلامی را بررسی کرده اند با بررسی آمار وضعیت زندگی ایرانیان عوامل اقتصادی را دارای کمترین نقش می پندارند اما به نظر می رسد آنان به توقعات فزاینده مردم دقت نکرده اند.

مردم در شرایطی که وضعیت خود را با شیبی تند رو به بهبود می بینند برای ادامه این رشد نیز برنامه ریزی می کنند و وقتی توقعات آنان از بهبود وضعیت با واقعیت فاصله می گیرد دچار نارضایتی شدید می شوند. دوتوکویل نموداری را ترسیم می کند که توقعات مردم از بهبود وضعیت و واقعیت رخ داده را در این نمودار رسم می کند. او ادعا می کند هر وقت فاصله بین این دو نمودار زیاد شود مردم آماده شورش خواهند بود.

پس از انقلاب نیز در سال ۸۸ بررسی وضعیت اقتصادی نشان می دهد پس از دولت دوم هاشمی و سیاست تعدیل اقتصادی و همچنین دولت اصلاحات وضعیت مردم با رشدی شدید بهبود یافت و با دولت اول احمدی نژاد و سیاست های اقتصادی وی این بهبود ناگاه با شیب صعودی کمتری ادامه یافت و شاید یکی از عوامل ناآرامی های سال ۸۸ همین برآورده نشدن سطح توقعات فزاینده مردم بود.

متاسفانه پژوهشگران علوم انسانی به بهانه های مختلف سیاسی و اجتماعی کمتر انقلاب ۵۷ را مورد کنکاش علمی قرار داده اند. محققان ما پس ازانقلاب یا دچار شعارزدگی شده اند و یا با بغض و عداوت، انقلاب را بررسی کرده اند.